ردا از تن بکن...

ردا از تن بکن صوفی ! نکوشیم
کت و شلوار جینی تا بپوشیم
چل و شش درصد از عالم خراب است
شرابت را بریز ودکا بنوشیم

و نقل است شیخ ما بر آب می رفت
همه دور زمین چون خواب می رفت
ونقل است شیخ ما در سیرک می بود
و با خورشید و ماه بر تاب می رفت

بیا ای شیخ با گردون ستیزیم
خلاف نیروی جاذبه خیزیم
کرامات مدرنیزه بکن شیخ
زمین را در لباسشویی بریزیم

دف و گیتار با هم در خروشند
بزرگان عشق دیگرسان فروشند
خر اباتی ما تنها دریدا ست
و گرنه جمله ی دنیا بهوشند

پلیس 110 در خانه ی ما
گرفته خانقا میخانه ی ما
چو از مسجد بیایی در نزن شیخ !
بپر یکراست بالا خانه ی ما

زمستان 1376

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایانی

هر چند خيلی ساختار شکن نيستم ولی بد جوری خراب ساختار شکنيم. خيلی لذت بردم. سال نو را تبريک ميگم سال خوب و پر از شادی برايت آرزو می کنم.

عابد

با سلام شعرهای ۷۶ حال و هوا و لهجه ی ؛دی بلال؛ و ؛رود رود؛ محله های جنوب را در خود مستتر دارد و شعرهای نزديک تر حال و هوای دخترتان ؛سيرق؛ و ؛چش سفيد؛ .... گذشته را با ضميمه شعرهايش فراموش کنيد/ موفق باشيد.

سيما بازيار

از همون اول معلوم بوده که بالاخره يه چيزی می شيد!

ک آه!گل

سلام خانم شاه حسينی! از خوانشش لذت برد مرا... من با خلاف نيروی جاذبه خيزيم نتونستم ارتباط برقرار کنم. خوشحال ميشم به من هم سر بزنيد..همين کنار...کليک رنجه فرمائيد مانا باشی.

محمد قائدی

سلام اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم از اينکه شعر ميگوييد خوشحالم واز اينکه جنوبی هستيد خوشحال تر باقی بماناد! بدرود.

محمد باقر حاجيانی

به توصيه ی دوستی که گفت : هم شاعر است و هم جنوبی آمدم سر زدم راستش امروز جز دو پست بالا حوصله ی خواندن نبود کتاب را هم نديده ام ولی سر خواهم زد در روزی نامعلوم بای

ميدونين خانم شاه حسينی از قرار شما شاعر هستيد اما من احساس می کنم اين اشعار موسوم به مدرن يا پست مدرن جاذبه ای همانند گفتن جک های سکسی دارند که در عين حالی که بسيار امر عادی و مسبوق به سابقه ای را روايت می کنند تنها به دليل ساختار جامعه مورد اقبال مخفيانه قرار می گيرند به هر حال اين هم يه جوره ديگه اما راه به کجا باز خواهد کرد.........

کبوتر

سلام خانم...شاعر نیستم اما جنوبی...و چشم براه قدمهای سبزتان...

مسعود

با یک شعر تازه منتظر شما هستم .