جنون نوشتن؛ توهم یا واقعیت-فتح‌الله بی‌نیاز

از سایت والس،ویژه نامه جنون کسب کار من است

http://www.valselit.com/article.aspx?id=2113

جنون نوشتن؛ توهم یا واقعیت

فتح‌الله بی‌نیاز

«اگر نویسنده تمام چیزهایی را که در سر دارد، بنویسد، کاغذ می‌سوزد.»

آلن‌پو

...

برای نوشتن، نمی‌توان عادی بود. باید بسیار حساس بود اما نه سانتی‌مانتالیست. این مهم‌ترین چیزی است که من از نوشتن آموخته‌ام. تکرار می‌کنم: باید خیلی حساس بود و باید هم دید و هم نگاه کرد، اما نه حتما به معنی احساسات گرایی معمول. باید مغز در مراحل مختلف سنی، حتی در کودکی، پرسش‌هایی را برای فرد صاحب قلم  آینده مطرح کند که معمولا برای دیگران طرح نمی‌شوند. پوچینی گفته بود  هنر نوعی بیماری است و به اعتقاد فروید و پیروانش، نوشتن هنر نوعی «خوددرمانی» است. اما فراتر از این نوعی حرف زدن و فریاد سر دادن است، نوعی سرریز  شور و التهاب، هیجان و اضطراب است. همین جمله‌ها به این معنی است که شاعر و نویسنده  اگر هم بیمار نباشند، دست کم حالت عادی و روحیه آرامی ندارند. واقعا هم جز این نیست. میل شدید به تنهایی در اوج حضور در میان جمع دوستان، گرایش شدید به لذت بردن از درد، نادیده انگاری شادی معمولی و گرایش تب آلود به اندوه تابناک، لذت بردن از موسیقی‌ای با تم و ملودی مالیخولیایی که موجب رنج عمیق می‌شود (برای نمونه سنفونی شماره 9 گوستاو مالر و راپسودی شماره 5 برامس و شماری از کنسرتوهای ماکس بروخ و ارنست بلوخ و  کوارتت مرگ و دختر از شوبرت) خواندن شعری که از فرط درد می‌خواهی یقه خود را چاک دهی و فریاد بزنی و با مشت به زمین، حتی به سر و صورت خود بکوبی- چنین است خصوصیات ابتدایی کسی که می‌نویسد...

ادامه مطلب:http://www.valselit.com/article.aspx?id=2111

 

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

سلام و درود ... وب خوبی دارید ، معلومه واسش خیلی زحمت کشیدید . البته هنوز هم جای کار داره ...موفق باشید ... خوشحال می شم سری هم به من بزنید و نظرتونو بگید ... سپاس ...

حسین اعتصامي فرد

تقدیم به شهیدی که انگشت اجازه اش را بریدند آب آب ها بیرون پریدند از سوراخ های کلاس آقای ناظم ... ......... ............... سلام و عرض ادب منتظر نقد ونگاه شماهستم[گل]

پلیوار

با سلام با سفر بخیر نمی گذرد بی تو زن بعید به روزم دعوتیدخانم شاه حسینی

حبيب

سلام . خواندم و استفاده ي فراوان بردم . زنده باشي و همچنان شاعر

مهدی شیخیانی

درود خوشه انگور! دل من - سینه صد چاک دشتی منم من : شروه ی غمناک دشتی شناسه/نامه ی ما اصل اصل است دوبیتی : صادره از خاک دشتی .................. صدای گریه ی یک ریز عاشق و پیچک های شور انگیز عاشق چرا هی زرد و قرمز میشود برگ؟ : خجالت میکشد پاییز عاشق .......................... بیقرار آمدنت هستم بر من ببار [گل]

رایکا امیری فر

فراخوان ارسال آثار برای مجموعه الکترونیکی غزل پست مدرن دعوتید، با احترام [گل]

رضا شبانکاره

گفت و گوی رضا شبانکاره با زنده یاد منوچهر آتشی، در باب شعر و جایگاه شاعرانگی شاملو شعر شاملو در چالشی نو در سال 1384 در پی انتشار مجموعه نقدهای منوچهر آتشی بر شعر و جایگاه شاعرانگی، نیما یوشیج، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو از سوی انتشارات آمیتیس، بهانه یی شد تا در سالروز درگذشت شاملو، گفت و گویی با آتشی انجام دهم، که ما حصل آن را در پی خواهید خواند.

سارا

آره واقعا حسش کردم ... خیلی درسته ... خوبه که مینویسی . با عکسهای خوش خوشانی [لبخند][گل]

شاهین پوربخش

سلام دوست عزیز هم وبلاگت هم مطالبت برام جالب بود و ازش لذت بردم.ممنون میشم شما هم به وبلاگ من یه سری بزنی.از نظراتت منو محروم نکن.اگر خواستی تبادل لینک کنیم بهم خبر بده.مرسی