شعر به مثابه ی تروما / اسماعیل حسام مقدم

مطالعاتِفرهنگی در بابِ شعرِ زری شاه حسینی

(رویکرد روانکاوانه ی کریستوا و لاکان(

چاپ شده در وب سایت ادبی دانوش

 

اشاره:

این نوشتارِ کلاژگونه با تکیه بر اشعار زری شاه حسینی؛ شاعر جنوبی بامجموعه شعرِ «کلو گری» و مجموعه ی در دستِ انتشار «پری خانه ی تاریک»، به مثابه یشاعری با «گفتمان ـ زبان» دگر اندیشانه، می باشد. من نیز در تحلیل فرهنگی ـ ادبی ایکه در ذیل می آید با ارایه منظرِ بینا رشته ای مطالعات فرهنگی (رویکرد روانکاوانه یژاک لاکان و ژولیا کریستوا) ، به تحلیل و نقد متن این شاعر زن نشسته ام تا با ارایهمطالعه ی جدیدی در باب تفسیر چگونگی «برساختِ معنا» در نوشتار زنانه ی زری شاهحسینی، به تحلیل و تفسیر ِ نگاه ِ خیره ی آن بپردازم.
***
دنباله ی همنیستند کوه ها/ وصل نیستند به هم صحنه ها/ چشم سوم ام به کوری چشم اول و دوم/ هنوزکورتر/ روزی حلقه ای را درآوردم/ یک روز دور / که حلقه ای از دستی/ اباطیل واسرائیلیاتِ نچسبیده/ آیه در اصل/ چنین باشیدن گرفته/ در روان پاشیده...» (بخشابتدایی قطعه ی «پری خانه تاریک» اثر زری شاه حسینی)
***

نقد و تحلیلِ مندر این یادداشت ناظر بر سه وجه مطالعات فرهنگی(1)، شعر «زری شاه حسینی» و روانکاوی (2) می باشد که هر سه به زعمِ من دارای وجوهی تروماتیک (3) و بحران آفرین در نظمنمادینِ(4) فرهنگ (متناظر با حوزه ی بینارشته ای مطالعاتِ فرهنگی)، زبان (5) ( همانطور که به طور اعم در شعر و به طور اخص در شعر زری شاه حسینی مواجه می شویم) وسوژه (6) (متناظر با مطالعات صورت گرفته در روانکاوی لاکانی ـ فرویدی) می باشد. البته که شعرِ زری شاه حسینی به گونه ای مصداقی ست که به زعمِ من، تواناییِ صدا دارکردن (7) حوزه هایِ بی صدا (که در مطالعات فرهنگی مورد کنکاش قرار می گیرند)،ایجادِ شکاف و حفره در وجه نمادینِ زبان (که در مطالعات ِ کریستوایی زبان موردِ نظرقرار می گیرد) و شکل بخشیدن به بازی ِ تروماتیک در ساحتِ زبانی ـ ناخودآگاه ِ(8) سوژه (که در مطالعات ِ لاکانی درباره ی سوژه بودگی و مقاومت (9) از درونِ امرِنمادین مورد تحلیل قرار می گیرد) را دارا می باشد. این مطالعه ِ تریلوژیک در بابِشعر که به مثابه ی امرِ تروماتیک، از امکانی برای رهایی ِ (10) سوژه ـ زبان درجهانِ انقیادها (11) سخن می گوید، شعرِ «زری شاه حسینی» را به گونه ای از همین بازیِ رهایی بخش متصور می شود که تواناییِ «انقلاب در زبان»را به زعمِ کریستوا(12)، «تروما در وجه نمادینِ فرهنگ» به زعم ِ لاکان (13) و «مقاومت و رهاییِ خرده فرهنگ» (14) در مطالعاتِ فرهنگی را در خود می آفریند یا باز آفرینی می کند.
***
«...
من با یک فوت بی دردسر / دو هزار پری باطل بیکار را/ فردا صبح می ریزمآنجا/ یا/ مَلَکِ آدم زده هم کم نیست/ می خواهم کار منشی یکسره شود/ از فردای همینصبح/ منتظر باش/...» (بخش بعدی قطعه «پری خانه ی تاریک» اثر زری شاه حسینی(
***
نقد و تحلیل در مطالعاتِ فرهنگیِ معاصر، ناظر بر متن (15) و مصرف کننده (16) شده و از تحلیل ِ مولف (17) گذر کرده، لذا در یادداشتِ اخیر، متن ِ اشعار و آن نوعبرخوردِ مصرفی ای که با آن می شودمدّ نظر است و با داشتن مفروضاتِ مطالعاتِفرهنگی، به نوعی در برهه ی مصرف نیز «معنا» تولید می شود و متن از یگانگی به در میآید و به نوعی دچارِ بینامتنیت (18) می شود، از همین رهگذر این یادداشت، شکلیکولاژگونه (19) به مثابه ی فرم و صورتی برای تحلیل شعر و سبکِ شعری زری به خود گرفتو در ساختارِ خود؛ کولاژها و تابلوهایی از شعر ِ ایشان را مونتاژ (20) کرده استهمان طور که شعر زری نیز بریکولاژ گونه است. به نوعی از همین رهگذر، مطالعاتِفرهنگی با زبانی که به همسایگی، متکثر بودگی و کنار هم بودگی تنه می زند، شکلی ازنقدِ فرهنگی را از صورت و گفتمانِ متن، مصرف، مناسک (21)، مقاومت و ... را صورتبندی (22) می کند که در خود به نوعی علیه امرِ نمادین جبهه گرفته و به واکاویخشونتِ نمادینِ فرهنگ ِ مُسلط می پردازد و زبانی را هویت می بخشد که در مقابلِ قدرتهای دراز دامنِ پدر سالارانه اعلامِ ایستادگی می کند و به نوعی از هر گونه تادیب وخود کنترلی (23) ای (به زعم میشل فوکو (24)) فرا می رود. شعرِ زری همچون همان کنشیکه از مطالعاتِ فرهنگی سر می زند، می تواند در میانه ی خودآگاه (25) و ناخودآگاه ِسوژه ی مصرف کننده حرکت کند و به نوعی به تولیدِ معنایی دست بزند که هیچگاه وجهمُسلط و همسان کننده ی امرِ نمادین، اجازه ی باشیدن (26) را به آن نداده است. زباِنِ این دو (مطالعاتِ فرهنگی و اشعارِ زری) زبانِ عُریانی هاست، زبانِ اِفشایِتناقض (27) هایِ درونیِ امرِ نمادین ست، زبانی که هر دو وجه را به شکلی از همزیستیِ امورِ متکثرِ فرهنگی که همواره مُنقاد نظامِ مُستعمره ساز (به زعمِ یورگن هابرماس (28) بوده اند، رهنمون می شود. مطالعاتِ فرهنگی در صورت بندیِ مقاومتی دخیل می شودکه رهایی را در مقابله با همه ی وجوهِ پدرسالارانه یِ فرهنگِ مُسلط، به امری دستیافتنی برای سوژه هایی در حال ِ مبارزه بدل می کند، هر چند که این سوژه ها به زعملاکان خط خورده و پاره پاره باشند، آن چنان که هیچ راهِ رهایی ای برای اشان متصورنباشد.
***
«...
که از تلویزیونِ تو/ صحنه های عجیبی پخش شود/ صحنه ی برفشدنم/ در بندرعباس کره ی ماه/ بعدا فهمیدم که مرغ نبود/یک مارمولک ثپل شکم گرفتهبود/ روی این دیس برنجی که اصلا/ برنجی در آن نبود ...» (بخش دیگر قطعه «پری خانهتاریک» اثر زری شاه حسینی»
***
در یکی از فیلم های دیوید لینچ (29)؛فیلمسازِ مستقلِ هالیوودی، نمای دوربین در تیتراژِ فیلم در حالتِ لانگ شات (30) بهفریمی کاملا کلوز آپ (31) (بسته) از یک چمن بدل می شود که به حالتی از حادّ واقعیت (32) و واقعیتِ اغراق شده مُبدل می شود که ذراتِ کاملا ریزِ درون چمن را نیز بهتصویر می کشد. از همین منظر، روانکاوی لاکانی به جعلِ مفهومی ای اقدام کرد که نه بهواقعیت (33) بلکه به امرِ واقع (34) تعبیر شد و به زعمِ لاکان، امرِ واقع؛ همان «امرِ نام ناپذیر» ی ست که امرِ نمادین در اشاره کردن و نام نهادن بر آن، دچارِتروما می شود و انسجامِ خود را از درون، بر هم خورده می یابد. امری که آنچنانواقعیت را آگراندیسمان شده نمایان می کند که هیچ گونه ساختار یافتگی و نظمِ از پیشتعیین شده ی نُمادینی، توانایی آن را ندارد تا به برساختِ (35) وجوه متکثرِ آنپدیدار و سوژه بپردازد و از همین رهگذر، به زعمِ لاکان، امرِ تروماتیک به نوعی سوژهرا خط خورده (سوژه) می کند و مرکزیتِ فالوس (نمادِ آلتِ مردانگی) در نظمِ نمادین رابه بازی، شوخی و فراموشی برگزار می کند و به نمادین شدن تن نمی دهد. مرکز و هستههرگز نمی تواند میزانِ میلِ به بازی را به صفر تقلیل دهد و به طورِ کامل آن را درکنترل ِ خود درآورد. با این رویکردِ روانکاوانه ی لاکانی، به نظر می رسد نوعیهمزیستی بین متن ِ شعرهای زری با امرِ نام ناپذیر یا امرِ واقع برقرار می شود کههیچ گاه به قواعد و قراردادهای فالوس محورِ (36) وجه نمادین ِ «زبان ـ سوژه بودگی» تن در نمی دهد و نوعی بازی را در اطرافِ مرکز و هسته ی کانونیِ فرهنگ که مبتنی برمردانگی ـ پدرخواندگی ـ استیلای مردانه ست صورتبندی می کند. ساختارِ نمادین شده کهاز وجوه تصویرین (37) و خیالین عبور کرده و به صورت و فرمی از دوانگاری (38) هایتفکر ِ روشنگری (39) (مانند حضور/ غیاب، خوب/ بد، مرد/ زن، سفید/ سیاه و ...) درآمده، نوعی ساختار گرایی (40) نمادین را شاکله بندی می کند که همواره در مقابل ِهر گونه مقاومت و صدای ناساز و ناکوک و احتمال ِ بازی و پیشامد، ایستادگی و هر شکلیاز ناهمسانی را سرکوب می کند، لذا به زعمِ من، صدای ِ ناساز و تروماتیک شعرهای زری،درون ِ این سمفونیِ درونی شده ی نمادین، به شکلی از اشکالِ سیمپتوم (41) (یانشانگان ِ بیماری و اپیدمی در یک فضا و وجه نمادین) بدل شده و خود را به سطحی ازبازی در قواعدِ کاملا هژمونیک «نام پدر» در فرهنگِ تک ساحتی ومونولوگِ ادبیاتفارسی، مُبدل ساخته است، هر چند که این مقاومت را در درونِ خود، مجددا به شکلی ازبازتولید (42) مردانه ی وجه نمادین متهم می کنند (به زعم فمینیست (43)ها از جملهقرائتِ روانکاوانه ی ژولیا کریستوا) و هیچ گونه امکانِ رهایی را از برای زبانِشاعرانه ی زنانه مُتصور نمی شوند ولی همچنان در درون ِ خود، امکان هایی را برای «مَفصل بندی(44)» با جنبش های ادبیِ آوانگارد (45) تعریف شده می یابد؛ آنچنان که درمتنِ اثرهای زری نمودار گشته است.
***
«...
هر ماه / به هر که خون داده ام/ یک روز عاشق ات می شود/ تو از خونم انتقال پیدا کرده ای/ به هستی های متکثر ابدی!/ به لوله های شهری و روستایی مرگ/ زنی که از شیر ظرفشویی نشت کرده/ به کپسول اکسیژنتو...» (بخش دیگر قطعه «پری خانه تاریک» اثر زری شاه حسینی(
***
گر چه صورتبندی ِ تروما در نظمِ نمادینِ فالوس محور، شکلی از مقاومت ِ اثر و متن است ولیکریستوا در «انقلاب در زبانِ شعری» از بحران و رخدادی در ساحت های روانیِ سوژه هایلاکانی یاد می کند که امرِ خیالین و امرِ نمادین را به سطحی دیگر از حضور و زبانرهنمون می شود. به زعمِ کریستوا، امرِ خیالین؛ متضمنِ زبانِ رانه (46) ها و سائق (47) های شهوانی و جریاناتِ اروتیک می باشد و امرِ نمادین به نوعی متمدن و سرکوبکننده ی این سائق هاست و به زعمِ او به محض ورود به امرِ نمادین به دلیل شاکله بندیاودیپی (48) وجه نمادین، امرِ خیالین سرکوب شده و به حاشیه رانده می شود. از همینگذرگاه، زبانِ زنانه (49)، بدنِ زنانه، هویتِ زنانه، برساخت شدگیِ زنانه و ... همگیدر شکل و صورتی در این سرکوب شدگیِ نمادین قرار می گیرند و به نوعی این درخواستهایِ خیالین به دلیلِ فقدان (50) و عدمِ ارضا، تبدیل به میل (51) می شود، اماکریستوا در این تبیینِ روانکاوانه ی فرویدی ـ لاکانی که مبتنی بر فالوس محوری میباشد، از انقلابی در زبان ـ بدن ـ هویت ـ ... شاعرانه حرف به میان می آورد کهبرساخت شدگی «زبان ـ سوژه» را در میانه ی وجوه امرِ خیالین و امرِ نمادین قرار میدهد و از مفهومِ بینامتنیت برای «مَفصل بندیِ» این دو ساحت یاد می کند. این انقلابِشاعرانه را که کریستوا تفسیر می کند، به نوعی به شکل دهی و آفرینشِ زبان های سرکوبشده ی جنسیتی ـ قومیتی ـ نژادی ـ دیاسپورا ـ خرده فرهنگی و ... یاری می رساند و ازهمین رهگذر، زبانِ شعری زری به نوعی در درون خود به حرکت در میانه ی ساحتِ خیالین وساحتِ نمادین ِ زبان می پردازد و به شکلی از بازتولید و یا آفرینشِ تابلوهاییدیداری و کولاژهایی رها شده از اصول ِ زبانی ( چه در وجه لانگ و چه در وجه پارول بهزعم سوسور) همت می گمارد و زبان به شکلی از خصلت های مرزنشینی، سیّار بودگی (به زعمداریوش شایگان)(52) و زیست ِ دوگانه درمی آید که به برساختِ استعاریِ جهانی اشارهدارد که همواره ذیلِ انقیادِ فرهنگِ «مُسلط / نمادین / مرد محور» منقاد، سرکوب ونادیده انگاشته شده است.


از این رو زبانِ شعرهای زری، همراه با زبانِ مطالعاتِفرهنگی و زبانِ تحلیل های روانکاوی به نوعی از بازی ِ زبانی ِ «رادیکال / انقلابی / تروماتیک / نام ناپذیر / ...» بهره می برند که به بیان و نمایشِ همه ی آن سرکوب هاقد می افرازند و با زیستی خلّاق همراه با مقاومت و مبارزه در راهِ رهاییِ «سوژه ـزبان»، درگیر می شوند.


***
«...
تو پای مرده در جیب اش گذاشتی/ تا شعرهایتازه ی بعد از مرگ را/ چه جوری برایت بخواند/ روزی که بیمارستان فرار کرد از من/ دلم نیامد پسر!» (بخش پایانی قطعه ی «پری خانه ی تاریک» اثر زری شاه حسینی(

پانوشت ها:


1. Cultural studies 2. Psychoanalysis 3. Traumatic 4. Symbolic Order
5. Language 6. Subject 7. Voicing 8. Unconscious 9. Resistance
10. Emancipation 11. Subjection 12. J. Kristeva 13. J. Lacan
14. Sub . culture
15. Text 16. Consumer 17. Author 18. Inter . Textuality
19. Bricoulage 20. Montage 21. Ritual 22. Formation
23. Self . control 24. M. Foucault 25. Conscious 26. To Be
27. Paradox 28. J. Habermas 29. D. Linch 30. Long . Shut
31. Close up 32. Hyper. Reality 33. Reality 34. The Real
35. Constructed 36. Phallos. Centric 37. Imaginary 38. Duality
39. Enlightment
40. Structuralism 41. Symptom 42. Reproduction 43. Feminist
44. Articulaton 45. Avant. Guard 46. Drive
47. Drive 48. Oedipal 49. Femine 50. Lack 51. Desire
52. D. Shayegan

منابع و ماخذ:

ـ شاه حسینی ـ زری (1389) پری خانه تاریک (مجموعه شعر ـ در دست انتشار(
ـموللی ـ کرامت ا... (1385) مبانی روانکاوی . تهران . نی
ـ کاظمی . عباس . (1388) مطالعات فرهنگی و زبان همسایگی (مقاله) . خبرنامه انجمن ایرانی مطالعاتفرهنگی و ارتباطات . صفحه 4
ـ استوری . جان (1385) مطالعات فرهنگی درباره فرهنگعامه. ترجمه ی حسین پاینده . تهران . اگه
ـ بارکر. کریس (1388) مطالعات فرهنگی؛نظریه و عملکرد . ترجمه ی نفیسه حمیدی و یوسف فرجی. تهران . پژوهشکده مطالعاتفرهنگی و اجتماعی
ـ پاینده. حسین (1385) نقد ادبی و دموکراسی. تهران . نیلوفر

/ 51 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه اختصاری

بعد از مدت ها نبودن اینبار آمده ام تا بیشتر از اینها در کنار هم باشیم... سوغاتی این روزهای دوری آدرسی برای دانلود رایگان مجموعه «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»ست منتظرتان هستم با دو تا شعر و کلی خبر و لینک خوب و غم های مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد هرگز...

کوروش

درود بر شما هموند عزیز "اگر هنر و انسانیت نتوانند در کنار یکدیگر بمانند، بگذار هنر بمیرد" در مورد کدام قسمت این آموخته ها با من موافقید؟ [گل][گل][گل][گل][گل]

مجتبي جعفري

آهنگ فوق العاده زیبا و احساسي "بمون" با صدای مجتبی جعفری و تنظيم پيمان محمدي در چند سايت بزرگ موزيك قرار داده شده است.شما نيز جهت حمايت از اين اثر آن را دانلود كنيد و در وبلاگ خود قرار دهيد. با تشكر http://mj.dil.ir/post-924.aspx

وحید صادقی

پوستش کلفت تر از آن بود که با طعنه و متلک یکی دو سر و پا ، ککش بگزد ! ولی نمیدانست چرا ؛ متلک این یکی ، خیلی برایش سنگین آمده بود !؟ ..."بیوه اسی دولو رو ببین به چه روزی افتاده !؟" این قصه را بخوانید ...

عه تا

سلام دوست فرهیخته سرکار خانم زری شاه حسینی در ادامه ی سلسله فراخوانهای نقد و نظر ، شما را به بازخوانی و نقد شعری ازخانم "ناهید عرجونی" دعوت می کنم وقتی که برای درج نظر می گذارید نوری است که مسیر نوسرایی را روشن می کند با احترام