سیاه دورگه

نشنیده صدایی به این صدایی پسرک

هیچ کس از هیچ جا که تو حرف می زنی

فقط من – سیاهِ دورگه ای –

              که به جای تو می رود حتا سربازی

میانِ سلول های پُر ‍" اچ آی وی " آفریقا و

زنگ می زند به تو از اردوگاه های کار با اعمال شاقه

و تو خیلی جوان تری پسرک

تا بیفتیم در بحرالمیت خون حشیشی من

سیاه دورگه ای که آلوده نیست

                                        به رفتار پُرخطری

دَنگ تو افتاده پشت خط تلفنی

مثل بنگی پیری که موادش

                                  قهوه ی موهای تو

مثل عنصر کاکائو

در پوست من- سیاه دو رگه ای که -

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
رویا ابراهیمی

سلام زری عزیزم خوشحالم که حداقل دنیای مجازی مارو به هم نزدیکتر کرده دنیای حقیقی که ناتوان از فشار زندگیهاست . درباره شعرت باید بگم که همیشه عمق کارهاتع من رو جذب می کنه و قابل تحسین بوده برام . لینکت هم با احترام اضافه میشه

میثم مصباح

سلام.اگر چه با از اینگونه نوشتن چندان موافق نیستم.اما فکر می کنم این تعلیق در زبان و شکستگی و بریدگی زمان و مکان به نحوی موثر احساس اضطراب و آشفتگی روزگار ما رو به مخاطب منتقل می کنه و این خودش خیلیه. پاینده باشید.

تازه های ادبی

. [گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل] █████████████████████████ ......................سلام......................... ...........تازه های ادبی به روز شد............ ........................یاعلی....................... █████████████████████████ [گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]۞[گل]

صدای..

سلام...گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد....گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند....ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان...که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد...اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده....