دو شعر از کتاب کلوگری (آنیموس - بره ی خدا و بره ی نیچه)

آنیموس

 

از بستر شبانه ی ناکام

برخاسته کسی

                    و دمش را

در جامه جا می کند هر جوری

آنیموس !

تو چکار می کنی        ندیده ام کاری

که خنج بزنی بوسه بر صورتی

                                       که ساعتی پیش

داماد آماده ی مصرف

بکارتش به آزمون کشید غریوش فلک هفتمی

ندیده ام کاری

خنجی نه بر صورتی

به ذراتی ، به ذاتی !

 

 

 

بره ی خدا و بره ی نیچه

 

بنوشید

که این خون من است در شام واپسین

                                در راه بسیاری

بچرید

در کشتزاران خلق شده

و گم شوید

هر کدامتان می توانید

ساعت بیست بود / بره ی خدا را

در گله ی نیچه دستگیر کردند

بره گفته بود:

خودم هستم

آرام یافته

            به حقیقتم !

 

/ 55 نظر / 82 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد موذنی

سلام با مطلبی با عنوان ؛ ايرانی نمک گیر استبداد به روزم از نظر شما بهره ميبرم

تازه های ادبی

. 田田田田田田田田田田田田田田田田 سلام تاره های ادبی به روز شد یاعلی 田田田田田田田田田田田田田田田田

صالح دُروند

انگار وقت زيادی می گذرد از شعر تازه ای که در اين خانه نيست! چرا؟

سعيد

فرشته‌ی زندگان را گلايه‌ای در سر است: چه کسی چنينم کرد، کدام دهانی مرا سروده است!؟ اينجا ... پريشان از هر آنچه‌ام که از راستی سخن نگويد. و مرا ای زندگان بيدار، ديگر هيچ تسلايی نيست مگر که روی و آبرويی که شمايان را در خور است. پس کار و علاقه و ايمان را بر زمينيان ارزانی داريد. موفق باشي دوست عزيز.

سيامک برازجانی

«در غلیظ این شب تیره چگونه طی کنم؟» جستارهايي براي نوشتن يك شعر تازه به تمرين مدارا خوش آمديد

خيام ظهيری

چند شعر كوتاه با خاطري حزين ... منتظرم . با احترام / خيام

سوفی

سلام سر بزنين خوشحال ميشم