نوستالژیا

(1)

شش لیتر نفت خورده خودم را تش می زنم ، هسته ی اقیانوسان را گَم می زنم

بنای غربت را نوح نهاد ، هنجار نحسش را بر هم می زنم

غربت شاید کلوولویی باشد ، اینجا برازجان یا قطب جنوب

یا آفتابه ای که با آن کویری را نم می زنم

همه ی آدم ها غریبند ، اما زن ها غریب ترند

زن ها در خانه ی شوهر ... آش و کشکم را هم می زنم

آدم را تنها گذاشت و رفت ، نیچه راست می گفت : خدا مرده

اما من چون باید بترسم ، دیگر از این حرف ها کم می زنم

مردان بازی کنند که زنان ، کوره ی مرد سوزی بسازند

زمین را برای کشت مجدد ، هزار هزار سال سم می زنم

زری شاه حسینی 1379

 

 

 

(2)

من خودم را جویده ام تا تَه

خوردن میوه تلخ ها با ته

دل من مغز پوک شیرین است

مغزْ دلْ پر بریده از جا ته

ریشه گم کرده خاک خود را مهر

ساقه حیران کجا برد پا ته

سر خورشید گیج رفت افتاد

سوخت رگ برگ برگ ها را ته

وای باران دوباره یادش رفت

بارد از توی توی توها ته

زری شاه حسینی - 1378

 

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انوش

زری ببخش که اين حرفا رو توی قسمت نظرات وبلاگ تو نوشتم...می دونم که ((چه بسيار حرف ها که پاسخشان سکوت است)) ولی... حکايت ما و اين شبه روشنفکرها يا به قول خودت ((خوشگل فکرها)) حکايت آب مرده شور خونست...چی کار می شه کرد اينم قسمتيست از نهاد واقعی زمين... انسانی باشی و هميشه باشی

داود شبانكاره

AH LANAT BE II KEYBORD FARASOO KHOSHHAL SHODAM DIDAM KE WEB ZADIN ESTEFADE mikonim

مريم حقيقت

سلام در سایه ی اکثریتهای خاموش حرفهای مشترکی تاریکند چراغ میآوری؟یا علی

تکتم

اما زن ها غريب ترند! اين حقيقتی است چه بخواهی چه نخواهی وقتی در تمام دنيا کماکان مرد سالاری وجود دارد! در تمام دنيا! اما دوستی که نوشته چرا خودت را با زنها غريبه احساس می کنی انگار جور ديگری فهميده حرفت را. زیبا بود. مرسی! با یک شعر به روزم. خوشحال می شم نظرت رو بشنوم. تا بعد

چرخ که امشب, که بکام دل ماخواست گشتن دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن شمع را باید ازاین خانه برون بردن کشتن تاکه همسایه نداند که تو در خانه ی مایی سعدی این گفت وشد از گفته خودبازپشیمان که مریض تب عشق تو هدر گویدو هزیان به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان کشتن شمع چه حاجت بودازبیم رقیبان پرتو روی توگوید که تو درخانه ی مایی

من که او افريد

سلام خانم ساه حسينی من خيلی وقت هست که با شعر های شما اشنا هستم اما يه نکته که در شعر های شما وجود داره اين هست که البته اين برجستگی بيشتری داره تو شعر های شما اين هست که چرا هميشه فضای کلنجاری حاکم هست تو شعر شما ممنون ميشم توضيح در اين مورد بديد

معصومه شيخمرادی

سلام دوست عزيز چاپ کتابت را تبريک می گويم ازشعرهايت استفاده کردم منتظرت هستم ياحق

پرسشگر

زری عزیز سلام! همونطور که می دونی تعدادی از نماینده های اقلیت و اکثریت مجلس دارن سعی می کنن برای کشوندن احمدی نژاد به مجلس و پرسش از اون (که البته می تونه زمینه ی استیضاح رو هم به وجود بیاره) امضاهای کافی رو جمع کنن و عملکرد ضعیف دولت نهم رو زیر سوال ببرن. در همین راستا و با هدف تسریع این روند، نامه ای رو خطاب به نمایندگان مجلس تهیه کرده ایم که می تونی از طریق لینک این پیام بخونیش و در صورت تمایل امضا کنی و به ش لینک بدی. مطمئنآ همراهی شما می تونه در موثر بودن این حرکت مدنی سهم زیادی داشته باشه. یا حق!