شیرین خانم

ای حیات عاشقان در مُردگی

چطور است من خودم را بزنم به مردگی

و بازرگان از قفس بپرد منطقه ی پنجمی

گور پدر اساتید نظام وایراگی

مرگ که بیاید مزه ها قاطی می شوند

یا همشون شیرین

شیرین خانم !

فرق وسط تو - وسط فرق تو

بد می کند با مجسمه ی بودا

و دینامیت آقا فرهاد طالبانی

صدای تو بد جوری حال می دهد ملا محمد جان عمر ما را

هم هُل می دهد همه ی آن سابقه دارها را

شیرین شیرین ! ناز شیرین !

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
رضا

شيرين شيرينم! شيرين...

فرشيد

سلام / مثل هميشه لذت بردم / باز هم مي بينمتان

يک بوشهری

اين هذيان گويی ها را به ريش ادبيات و شعر نبنديد معمولا کسانی که در سرودن اشعار زيبا و گيرا عاجزند پشت اين گونه خزعبلات پنهان می شوند که يعنی شعر می گوييم ! مگر هرکس اطلاعات تاريخی و فلسفی نيم بند خود را به صورت کج و معوج به هم چسباند اسم آن شعر است؟ از اين پريشان گويی ها می توان يک شبه يک کتاب نوشت . بهتر است به مطالعه آثار برتر ادبيات بپردازيد و ... دفتر از گفته های پريشان بشوييد . آثار شما يک چيزی می تواند باشد اما شعر نيست . زیرا مشابه آنها گفتن آسان است .