مار نویسنده، در پری خانه ی تاریک

 

لق شده گردنم

سوخته سیب دره ی لبام

بوسه ات

جهنم مذابی به حلقم ریخت*

تلخی تو

تلخاب های فرو برنده با فسیل های کودک و زن

تنگ بافیده ای بافت های سرم را

با دست های چربدست نی تیزت نی ریزت

تا نحوست نستعلیق تو بچکد از دیوار

بوی قهوه ی سوخته

بازار شام را بخورد

بخور زردچوبه و دارچین از موهایم

ماری شود پیچان و رقصان و اندوهناک

مار نویسنده ندیده بودی

شرط می بندم استاد

شکسته نستعلیق تو

در شیشه های آجری

مثل فکرهات توی لیقه های پُر پاهای عنکبوتان

ابرها آمده اند توی اتاق خوابت

حتا پا می کنند توی دمپایی ت

خورشیدی که کنارت لمیده ، آسمان خالی

جانوران خوابیده در معده ات

یونس ماهیخوارِ ماهی های دریاهای های های گُلُم ! رُودم !

شُوِ سیاه ، توی سنگِ سیاه

دی والا زَهلم ایره نَهلینم توش !

 

* سطرهای قرمز رنگ در پری خانه ، تاریک شده.


/ 12 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید میثم رمضانی

سلام و درود نخستین جشنواره داستان کوتاه 73 کلمه ای " دخیل " این جشنواره توسط یک زوج نویسنده و بدون وابستگی نهادهای دولتی برگزارمی شود ... به ادرس جشنواره مراجعه نمایید: www.vakillmodafe.blogsky

s.o

سلام زیبا و خوب درگیرش شدم... فکر بایدم!

نادیا قاسمی

واقعن چرا؟؟؟؟ جرا باید سطر های قرمز به این زیبایی تاریک شوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد قائدی

سلام دوست عزیز! بامطلبی پیرامون ادبیات به ضمیمه ی یک شعر، به روز و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم... بااحترام- محمد قائدی

زینب مقصودی

سلام به خانم شاه حسینی عزیز،خیلی لذت بردم،به اردی بهشتم دعوتید.منتظر نظرهاتون هستم

عباسی

سلام وب پر محتوی و جالبی دارید.. این پستتان بسیار خواندنی و دلنشین بود [لبخند]

داوود مالکی

سلام دوست من با شعری تازه چشم به راه نگاه ارزشمند شما هستم با مهر داوود مالکی