کلوگری

شعر (خانم هوایی) در سایت ادبی عقربه

نقاشی: وحید چمانی

 

http://www.aghrabe.com/?p=327

 

توی اتاق گاز

روی صندلی مرگ

مردی که مامور تمام کردن این خانم بود

یک دفعه جوری می شود که با همین خانم

بزند دنده ی هوایی

می بیند از میلیون ها زنی که امکان دارد

از سوراخ تنگ یک سلول

بیایی سری بزنی به هوایشان

هوایی تر این

در هوای یک میلیون سال پیش به این طرف

در هوای این اقلیم

در تخیل پرندگان شکاری بالادست نیز نیامده

عجب کره ی ابر و بادی ست

یک دفعه در آفریقای استان مجاور

روی پوست آناناس های صادراتی شان

جمله ای مارک زده می شود

که این خانم از قضا عاشق زنی

در دیاری دور می شود

که قرار بوده شعرهایش را

روی دیواره های داخلی چاهی در عربستان

                                                     منتشر کند

شیطان که لعنتی یکی از کارهایش همین است

که یک غسل بیاندازد گردن جماعتی از این دست

دیدم نشسته کنار تخت

و واضح نبود تابوت بود یا یک تخت دو نفره

و دارد همینطور یک ریز سرخاب و سفیداب می کند

توی آبی که از لحظه ی اروتیک دو افعی باستانی

روئینه می شود

توی اتاق گاز

دارد با لب های دختران یهودیِ سوخته

لب می گیرد از یک ارتشْ مردی

که مامور باز کردن شیر گاز

زنی که مامور باز کردن شیر آب

سوال من این است چرا این همه سرباز

متوجه این امکان از لب های خود نشدند

که این خانم

یکهو تصمیم می گیرد

از لب هایی که سال ها فقط قرمزش می کرد

علیه نظمی شود که یک سرش مرگ

و سر دیگرش باز هم مرگ است

آقا شما چه تان شده روبروی این خانم

که مجازاتش از جهنم کتاب مقدس

سرریز شده

به آتشفشان های نفرینی زمین

این خانم که فقط عاشق لب های زنان خشکی و

دریای دور و نزدیک می شود

یک هواپیمای خصوصی دارد که هر شب

تمام زنان زشت و زیبای زمین و کهکشان های دیگر را

یاس بنفش می ریزد همین خانم !

 

+   زری شاه حسینی ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢٤ مهر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir