کلوگری

نقدی بر کلوگری - آرش اله وردی

مجموعه شعر«کلوگری» اسفند ماه 1383 توسط انتشارات آیینه جنوب به بازار«آنتی پخش» کتاب شعر آمد. این مجموعه شامل 31 شعر از شاعره‌ای25 ساله می‌باشد که متن زیر درباره‌ی کلیت آنها نوشته شده است. شاعر در واژه نامه‌ای که آخر کتاب آورده «کلوگری» راکه احتمالا اصطلاحی محلی ست به معنای دیوانه‌گری و دیوانه‌بازی معنا نموده است و سعی داشته این وضعیت روحی را در کل  کتاب حفظ نماید.

در مجموعه فوق شاعر به شدت تاکید فراوانی بر مرد بودن و یا آنیموس وجودی خود می‌کند و انگار در آرزوی فاش شدن آن می‌سوزد اما «روان مذکر» در هنر روح اقتدار و مفاخره ای‌ست که یادآور همان هنر است همان هنر به معنای شریف و بورژوای خود. در شعر زری‌ حسینی«مذکریت» فریاد می زند. او مدام خود را با پسران اشتباه می‌گیرد وشوق به نیل پسریت به مثابه مکانی فوق العاده شرور یا ضد اخلاقی بروز پیدا می‌کند اگر چه گاهن یا شاید می‌شود گفت اغلب از عشق به مرد سخن می‌گوید ویا از رقیبی که زن است «پشت در مجلس عروسی سرکار رقیب...»  و... اما کنش استعاری شعرو متن او در مخالفت با این وضعیت شکل می‌گیرد. او اصرار می‌کند که وحشی‌ست، بی ادب است، حشیشی و لات است و زبان خود را مملو از این نشانه‌ها می‌کند نشانه‌هایی که در اصل مشکلی ایجاد نمی‌کنند. «بیا بزن سیخی به سنگی/یا سیخ سنگی...» ص19یا «درآمده‌ام از در لا ادریگری و بعضا لاتگری» ص25

از سوی دیگر تفکراتی ذهن مولف را لو می‌دهند و اورا تحریم  و یا تحریف می‌کنند مثلا تفکرات آنیما یا آنیموسی یونگ که در حکم حقی ثابت بر وی جلوه می‌کنند و انگار او باید از آنها پیروی کند. «آنیمای سیفلیسی/آنیمای ایدزی...» ص43  

به راستی اساسی‌ترین نقدی که می‌توان بر مجموعه کلو گری کرد نقدی‌ست بر روانواره مردانه در هنر یا شعر. زبان با رعایت و باور به این مفهوم برای خود ماوا و خانه‌ای امن وآرام می‌سازد که بر خلاف یک روح دیوانه یا «کلوگر» است، روح دیونیزوس شیزوفرن یا همان به زبان بومی کلوگری. کلوگری به نظر من یک روح مذکر نیست وتفکراخیر ودلیل باور به آن ارجاع پیدا می‌کند به تاریخ فرهنگی یک زیست محیط در معنای عام آن. فرهنگ عمومی‌ای که هنر و فرهنگ را با اقتدار مردانه مساوی می‌داند وهنوز هم بر آن تاکید می‌کند، این جا گرایش و ارجاعات تاریخی - زبانی زری شاه حسینی توجیه می‌شود، حتی در وضعیت پیرامتنی او، مثلا صفحه آخر کتاب به عنوان پاورقی و ارجاعی برای متن آورده می‌شود امری که تاکید بر روحیه‌ای عاقل ودانا بالای سر شعر می‌کند نه روحیه‌ای کلوگر ودیوانه. این تناقضات در کنه اثر خانم شاه حسینی وارد شده و شعر او را آسیب پذیر می‌سازد شعری که لات ، زرنگ و پسری قوی‌ست.

میل اروتیک به مردان تاریخی، یوسف، سلطان‌محمود و... واز سوی دیگر مرد بودن متن او و استفاده از کلمات بومی وتاریخی با هدف ساخت فضایی متفاوت، ارائه محتوایی عاشقانه و عشقی که مدام طلب می‌کند و همه چیز معشوق رابرای خود می‌خواهد به قول نیچه عشق مرد، عشقی که می‌خواهد از زن فزونی و کمال یابد در شعر خانم زری شاه حسینی که عشقش عمدا هیچ‌گاه نمی خواهد تصاحب شود ودر عشق مرد ذوب شود و زن باشد از مواردی هستند که کتاب «کلوگری« را می‌شود با آنها شناسایی کرد.«چه خوابها کنارت نرفتم/ در این امنیت مذهبی ذهن جهان/ روح برهنه‌ای را در روحت/ طوری که اتفاق نیفتد تماس جسمانی» ص14. متنی که مشخصا در این وضعیت پارادوکسیکال فکری شکل می‌گیرد. متنی که آگاهانه خود را نمی‌شناسد و گم می‌کند و در کل متنی‌ست که وضعیت خوبی را پشت سر نمی‌گذارد. این وضعیت بد، در نگاه اول با عرضه و مقابله ظاهری خود با وجوه استعلایی هنر و رسمیت شعر خوشایند جلوه می‌کند اما با نگاهی عمیق‌تر شکاف‌های آسیب رسان شعر او پیدا می‌شود وبه مرور به آخر کتاب که می‌رسیم این وضعیت خوشایند به وضعیتی بد بدل می‌گردد. جایی که او دیگر آگاه است که خود را می‌شناسد و گم نمی‌کند و به راوی بیانگری تبدیل می‌شود: «نهرهای عریض و طویل/ با بچه پاره‌های آتش من/ در بهشت/ عمیقا غرق می‌شوند/ مغز ساق پای حوریان/.../ برادران مرا/ با اشتهایی صد چندان/ بر خوان روزه‌های طولانی/ وادار می‌کند/ اما کدام مرد اثیری از طبقه‌اش پایین می‌آ‌ید / مرا برآورده کند.)) ص50

نقد این نوشتار هیچ‌گاه عدم لاتگری و بی پروایی زبانی اورا توصیه نمی‌کند، بلکه معتقد است که ادامه این زبان در روان حقیقی زنانه او و شکستن این سنتِ یونگی، ما با متنی حقیقتا کلوگری روبرو می‌شویم، هنگامی که عاشقانه‌های زری شاه حسینی معتقد باشند که مورد تصاحب کامل معشوق قرار گرفته  و در عشق او ذوب می‌شوند نه اینکه رشد کند و تعالی بیابد متن عاشقانه‌ای که در متون مردانی چون سهروردی و شمس و... نیز دیده می‌شود و امتداد آن در شعر زن  پسا هفتاد، نیز دیده خواهد شد مثلا هنگامی که می نویسد: «فلج اطفالم را کاش/ توی رختخواب تو می‌گرفتم» ص 45

حقیقت اینکه، مجموعه شعر«کلوگری» مخصوصا در شعر آخر یعنی «زری»  به واقع شکل می‌گیرد، زیبایی‌شناسی‌ای که انگار خود را در این شعر پیاده می‌کند، شعری روایی با چندین کاراکتر جاافتاده وبا خطوط مونتاژی زبان، استفاده از موسیقی تمسخرآمیز که تداعی کننده‌ی روحیه‌ای نوستالژیک است، «دم در می زنی زلفات شونه زری!/ نمی‌گی بچه‌ی مردم جوونه زری؟» ص53  یا «ناگهان نگاهش کرده بود/ همان شیطان بالا بلا/ به سرش سنگ سیاه..» ص54

درک زنانگی و تسلیم‌وارگی زبانی خود «توی چاه/ دستم بگیر شیطان بالا!» زیبایی ضعف و تمام چیزهایی که از شعری به نام زری انتظار می‌رود. اما متاسفانه انگار اصطلاحات و مفاهیم فرویدی و بیشتر یونگی، ذهن مولف این سطور را نیز به خود بیش از حد مشغول داشته است وباز از این منظر آن را آسیب پذیر نشان می‌دهد. اصطلاحات «من» ، «نهاد یا آن» و «ابر من» انگار ساختار این شعر را تشکیل می‌دهند، اما ساختاری که می‌داند به چاه افتاده است و اینک دیگر دست به دامان است و به نظر می‌رسد که می‌خواهد آرام آرام عقده تاریخی مرد بودنِ زن‌ها را فراموش کند و این جاست که کاش شعر شروع شده، ادامه پیدا می‌کرد که تمام می‌شود.                      

منبع : سایت جن و پری

  

+   زری شاه حسینی ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ٢۳ آبان ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir