کلوگری

نقد و بررسی پری خانه ی تاریک/محمد لوطیج

نقاشی مونا دلاوری

الهه ای در فاریاب

نقد و بررسی پری خانه ی تاریک( مجموعه شعر)/

زری شاه حسینی/ نشر فراگاه

* محمد لوطیج

چاپ شده در ماهنامه تخصصی شعر کندو

http://www.kanduu.net/article640.html

 

این روزها کمتر کتاب شعری به دستمان می رسد که محرکی برای نوشتن در آن تعبیه شده باشد. تنها انگشت شماری از کتاب های منتشر شده از چنین خاصیتی برخوردارند. پری خانه تاریکِ زری شاه حسینی، با همه ی کاستی های احتمالی اش، به خوبی توانسته از شبیه نویسی های رایج برکنار بماند و اگر تنها حسن مجموعه همین باشد، البته که چیز کمی نیست. اما آن چه که مرا به نوشتن درباره ی پری خانه ی تاریک ترغیب کرده، تلاش شاه حسینی برای ساختن دنیای ویژه ای است که او را از انبوه نویسی و بازنونویسی شعر رایج محفوظ می دارد.

شاید اگر شاه حسینی به دوباره نویسی شعر رایج می پرداخت، مجموعه ای شسته رفته تر، با شلختگی های کمتری را پیشِ روی خواندن می گذاشت. مهم تر آن که با مخاطب دوره ای شعر که طی دو دهه ی اخیر تربیت(!) شده، راحت تر ارتباط می گرفت. اما او برای فرار از صف سیاهی لشکر شعر، از اول شروع می کند تا دنیای ویژه ی خود را بیافریند و طبیعی است که در این پروسه شعر بد هم بنویسد. 

فارغ از نگاه ارزشداورانه، در خوانش اول دو مولفه ی شعری با برجستگی در ذهن مخاطب رسوب می کند: بیشتر شعرها بر بیان روایی( در تقابل توصیف) بنا شده و کمتر شاهد نگارش توصیفی هستیم. همچنین در تقابل ایجاز، شاه حسینی معمولا جانب نگارش ایضاحی را می گیرد. چند شعر خوب در این مجموعه هست که از جرقه و لحظه های شاعرانه فراتر رفته، به شعر بدل می شود. شعرهایی چون زری، الهه ای در فاریاب، تداعی آزاد و... می توانند زیر همین مبحث قرار گیرند، جایی که ضمن رسوب جنس و جغرافیای شاعر، چیز تازه ای به جهان ما می افزایند: 

...اگر بگویم دست های تو

الان کجاست

آب قطع می شود...

...من- دستگاهی که صرفا یک سیم اصلی دارد و دیگر هیچ

سری که بی پا راه می رود

یا هر یک از پاهاش

در جایی

بی سر و سایه

قطعه قطعه می شود 

عظمت چندش آور الهه ای 

که سرش در شرق

و پایش در فاریاب است.(صص61-63) 

...و من فکر کردم

حالا که پدر این قدر پیر شده

که مرا می کُشد؟...(ص10)

پنهان نکنم که در خوانش چند باره هم  ضرورت حضور شعر "نا سلامتی" را درنیافتم، همچنان که شعر "بیمارستان قشنگ" در بازنونویسی های بعدی می توانست شعر خوبی باشد و چرا پنهان کنم که  "خون سفید" شروع خوبی دارد اما این درخشندگی تنها چند سطر ادامه دارد:

تو صندلی نیستی

من هم نیستم 

پس اول بیا یک صندلی پیدا کنیم 

بعدش 

من به تو اطمینان می دهم که دولت ما

در دنیا و عقبا

نام تو را فاش نخواهد کرد...(ص12)

"تداعی آزاد" از آن دست شعرهایی است که حول محور عمودی مشخصی حرکت می کند اما در چرخش های معنایی، جرات شکستنِ ساختارِ دایره وار کلاسیک را می یابد. تلاشی برای قصارگویی و برجسته نویسی در کار نیست. شعر در تمام شعر منتشر می شود، ساده تر این که شعر نقطه ی اوج و فرود مشخصی ندارد:

...من اگر ماشین داشتم تو هم داشتی

ماشین من عاشق ماشین تو و

شماره ی ماشین تو را که نمی توانست بخواند 

انگار هفشت ده نفر همزمان

درٍ گوشم دارند درٍ گوشی حرف می زنند...(ص71)

شعری پر حرکت و خوش ساخت، که در پاره ای بندها مشکل اصلی شعر شاه حسینی را یدک می کشد: توضیح و روایت. گو این که شاعر بر متن اصلی تحشیه می نویسد؛ یعنی خلاقیت و زیبایی شناسی دریافت مخاطب را تا حد شنونده ی محتاج توضیح تنزل می دهد.

البته که در این مختصر نمی توان همه ی ظرفیت ها و ظرافت های پری خانه تاریک را نشان داد. اما همین قدر اضافه کنم که خواننده ی پیگیر شعر، لابد با امیدواری بسیاری منتظر مجموعه های بعدی شاه حسینی می ماند.

 

+   زری شاه حسینی ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۸ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir