کلوگری

مار نویسنده، در پری خانه ی تاریک

 

لق شده گردنم

سوخته سیب دره ی لبام

بوسه ات

جهنم مذابی به حلقم ریخت*

تلخی تو

تلخاب های فرو برنده با فسیل های کودک و زن

تنگ بافیده ای بافت های سرم را

با دست های چربدست نی تیزت نی ریزت

تا نحوست نستعلیق تو بچکد از دیوار

بوی قهوه ی سوخته

بازار شام را بخورد

بخور زردچوبه و دارچین از موهایم

ماری شود پیچان و رقصان و اندوهناک

مار نویسنده ندیده بودی

شرط می بندم استاد

شکسته نستعلیق تو

در شیشه های آجری

مثل فکرهات توی لیقه های پُر پاهای عنکبوتان

ابرها آمده اند توی اتاق خوابت

حتا پا می کنند توی دمپایی ت

خورشیدی که کنارت لمیده ، آسمان خالی

جانوران خوابیده در معده ات

یونس ماهیخوارِ ماهی های دریاهای های های گُلُم ! رُودم !

شُوِ سیاه ، توی سنگِ سیاه

دی والا زَهلم ایره نَهلینم توش !

 

* سطرهای قرمز رنگ در پری خانه ، تاریک شده.


+   زری شاه حسینی ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir