کلوگری

هستی های متکثر ابدی!

نگاهی به مجموعه ی : پری خانه ی تاریک

سروده ی زری شاه حسینی

اسکندر احمدنیا

چاپ شده در هفته نامه ی پیغام - دوشنبه 26 اردیبهشت ماه 1390

 

«پری خانه ی تاریک» دومین مجموعه ی شعر" زری شاه حسینی"شاعر دشتستانی است، که مجموعه ی اولش «کلوگری» نام داشت. در مجموعه ی اول این شاعر با تمام شناختی که از شعر امروز دارد، مقداری ژست پسامدرنی را در قالب بازی های زبانی قاطی کارهایش کرده بود( بخوانید شعرهایش). در آن مجموعه ارجاعات زیادی که بعضاً روشنفکرانه بودند و بیشتر متأثر از رنسانس پرشوری که بیشتر به شعر دهه ی هفتاد معروف شد و ذهن و زبان و اندیشه ی شاعر را به تسخیر گرفته بود، و جالب است که همان شعرها هر یک به تنهایی نوید دهنده ی ظهور شاعری بودند که روزی در واکاوی های خود به بستری مقبول تر و آرام تر- که سرآغاز جدیدتری را، در شعر جوان جنوب تجربه خواهد کرد- بشارت می داد. شاه حسینی در نگاهی که من بر آن مجموعه داشتم و در هفته نامه ی وزین "اتحاد جنوب" چاپ شد، تحت تأثیر بعضی القائات دلخور و معترض شد، تا حدودی هم حق داشت، به جهت این که «عنوان» نوشته ی مرا، که در جلسه ی نقد و بررسی کتابش که در نشست سالن شهرداری برازجان انجام شد، دوستان ما در صفحه ی ادبی آن نشریه ی وزین تغییر داده بودند و عنوان جدید که ربطی به قضیه نداشت باعث دلخوری وی شده بود. به هر صورت من معتقدم این شاعر در اشعار مجموعه ی اول، در جهش به سمت مقصد مطلوب، مخاطب خود را مقداری حیران و سرگردان کرده بود و حق هر کسی بود که نظر خود را بگوید ،  بی آن که او و شعرش را منکر شود. در نگاه به شعر دهه ی هفتاد و بعد از آن، اکثر جوان های مستعد و خوب دیار ما یا همدیگر را متهم به تأثیری پذیری از شاعر بزرگ مان – باباچاهی – می کردند یا این که با تأکید بر مؤلفه های شعر وی در شعرشان، خودشان هم مدعی  پیروی از وی بودند، اما خانم شاه حسینی، با وجود این که بسیاری در مورد شعر او بر این نظر بودند، خودش خلاف آن اندیشه ها، کارش را ابتکاری از سوی خودش می دانست و انصافاً همین گونه هم بود. استاد باباچاهی در تعریف شعر پست مدرن گفته است: هرگونه، کج و کوله نویسی را نباید شعر پست مدرن نامید، بلکه شعر باید ناظر و حاضر بر روش و منشی باشد که آثار پست مدرن بدان آغشته اند. پس از خلق یک اثر متوجه می شویم که آن اثر یا بخشی از آن گرایش پست مدرنیستی دارد یا ندارد.(1)

نگارنده اعتقاد راسخ دارد که هم در مجموعه ی" کلوگری"و هم این مجموعه ی تازه – پری خانه ی تاریک – خانم شاه حسینی هم در خلق آثاری از شعر رو به پیش، و هم (مهمتر از آن) شعر در وضعیت دیگر و شکل دیگر موفق بوده است. ممکن است گفته شود که مؤلفه های این شعر کدامند؟ باز هم از استاد باباچاهی مدد می جویم: « پس از خلق یک اثر متوجه می شویم که آن اثر گرایشی پست مدرنیتی دارد یا ندارد، در آن صورت می توانیم مؤلفه ها را از درون اثر استخراج کنیم(2) ، و حالا برویم سراغ شعرهای مجموعه ی پری خانه ی تاریک :

سلام

انار قشنگ!

تو زری هستی؟

یا پروازی که

باید به پرنده اش پر ببازد؟

خوب می کنی

تو خیلی خوب می کنی که مرا بی جواب

جواب می دهی

سالی دو بار

تا برایت تکرار نشوم

مثل مثالی که پا برهنه می دوید

تا کفش هایش

کهنه نشود. 

(ص 7 و 8)

هم زبان، یک دست و ساده است، خوش فهم است، هم موضوع بدیع و در مذاق مخاطب گیرایی خاصی را ایجاد می کند. این یک دستی تقریباً بر تمام اشعار مجموعه سایه ای روشن دارد:

و هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

ما دو تا ابر که روی یکدیگر را گرفتند

یک دفعه خورشیدی شدی

که بی دستگیره

برداشتمت به لب

(ص 15)

البته ویژگی رو به پیش بودن و متفاوت بودن شعر این شاعر در مجموعه ی اولش در حد یک استارت مقدماتی است، ولی در «پری خانه ی تاریک» هم کامل تر و هم پخته تر جلوه نموده است. اصلیت موضوعی که مرا واداشت تا پس از مطالعه ی چند باره ی شعرهای تازه ی شاه حسینی، مطلبی بنویسم، این است که من نه معتقد به این هستم که نام سبک خاصی را بر متفاوت نویسی های این شاعر بدهم و نه منظورم از رو به پیش بودن شعر او، سبقت جویی از این یا آن است، فقط این را می توانم بگویم که شعر او، شعری است خاص خودش و زاییده ی ذهن و اندیشه ی خودش. شاه حسینی با اشتیاق وافری که از او در حوزه ی شعر و شاعری دیده می شود، ممکن است روزی سر از راهی با نشان در آورد و بر همین سیاق خود صاحب نامی شود. او در شعر خود، به قول استاد بابا چاهی، نوعی در هم آغشتگی پست مدرنی دارد (اگر بشود برای پست مدرن تعریف مشخصی ارائه داد) و به باور من، متفاوت بودن کار او و حفظ و حتا ارتقاء بعضی مؤلفه های شعری معاصر، حتی رعایت اصول اولیه اش، می تواند، مبین این ادعا باشد. کما این که این مسأله در شعر بسیاری دیگر و بیشتر در شعر باباچاهی شاخصه ی واضح تری دارد. شاه حسینی سروده است:

هر ماه

به هر که خون داده ام

یک روز عاشق ات می شود

تو از خونم انتقال پیدا کرده ای

به هستی های متکثر ابدی

به لوله های شهری و روستایی مرگ

زنی که از شیر ظرفشویی نشت کرده

به کپسول اکسیژن تو

تو پای مرده در جیب اش گذاشتی

تا شعرهای تازه ی بعد از مرگ را

چه جوری برایت بخواند

روزی که بیمارستان فرار کرد از من

دلم نیامد پسر! 

(ص 45 و 46)

و از سروده های دهه ی هشتاد باباچاهی داریم که:

جدی نگیر این کلمات عقربه گزیده را

من مانده ام که بماند برای تو دوشیزه ای که تنها پسرش را با شیر گرگ

بزرگ کرده

اما به شرطی که با نخل و کُنار کِنار بیایی

با خنده های انار هم نزنی زیر خنده

و بزنی زیر هر چه من می گویم (3)

ذکر این دو نمونه اصلاً برای تطبیق شعر دو شاعر نبود، مقصود این بود که در متفاوت نویسی ، بابا چاهی از همه ی متفاوت نویسان نوگرا، شاخص تر و آوانگاردتر است، حتا از هوشنگ ایرانی (شاعر جنجالی دهه ی سی و سراینده ی جیغ بنفش) که اگر چه تهور و جسارت خارق العاده ای داشت اما بر اثر نیش همگانی نوسراها به انزوا خزید- و حتا از احمدرضا احمدی که نخستین شاعر مبتکری است که قشر انبوهی در دهه ی چهل به خیل راهیان شعر معاصر جذب کرد، و حتا از حجم گرایی رؤیایی که شاعر بزرگ و دانایی است.

شاه حسینی به خوبی یاد گرفته است که با زبان «زبان بازی نکند» و به شکلی تصنعی واژه ها را سر هم بندی نکند، به قول اسماعیل نوری علاء (شاعری که معرف و مفسر شعر موج نو بود): زبان عنصری است عمومی و عملی و در نتیجه وسیله ای است غیر حساس که هرکس موقع به کار بردن، آن را مناسب احتیاجاتش می کند و بنا به شخصیت خود دگرگونش می سازد. (4) ، شاه حسینی در شعر بیمارستان قشنگ (ص 38 پری خانه به تاریک) سروده است:

سه شنبه: شمساییل

پنجشنیه: سطفاییل

میخ اجنه ی هفت صد ساله در میم که رفت

خوابی میان مکه و طائف

که رخت در عین

عین او شده ای

می رسد که به واو

تو آمده ای دیگر

من این نوع سرایش متفاوت را شعر دیگر می دانم، شعر دیگری که هوشنگ ایرانی از غرب برگشته شهامت نشرش را داشت و احمدرضا احمدی در یک فرم زیبایی شناسانه و با تصویری ترکیبی، به منصه ی ظهورش رسانید:

پنجره را گشودم شب بوی غم می داد

ستاره ها را که چیدم در میان دستمال کولی ها، پلاسیدند (5)

و حالا، شاعری بزرگ همچون باباچاهی (در سبکی که فقط خاص خود اوست) به گونه ای متفاوت تر ارتقایش داده است، و شاه حسینی - نیز به قول نوری علاء- هوشمندانه و با تفاوت دیگر در دیار ما آن را پی می گیرد. شاه حسینی برای رسیدن به قله ی مورد نظرش در این سیاق، راه درازی را پیش رو دارد. این مطلب با همه ی بضاعت اندکش، بیشتر در مورد چگونه سرایی این شاعر سعی در اظهار نظر داشت و ضعف و قوت «پری خانه ی تاریک» را، به صاحب نظران دیگر وا می گذارد. پایان بخش این نوشتاری چند سطراز شعر «من نیروی هوایی تو هستم » صفحه ی 89 پری خانه ی تاریک است:

حروف تازه ای شنیدم

خواهرم

خواهری داشت

برادرم

برادری

من اما رفته تا برگشت بخورم در شکم مادر

 ...

 

پی نویس ها:

1- ص 144 ، فقط از پریان دریایی زخم زبان نمی خورد ، علی بابا چاهی، نشر نوید شیراز ، سال 1388

2- همان

3- همان

4- اسماعیل نوری علاء، تاریخ تحلیل شعر نو ج 3 شمس لنگرودی

5- احمدرضا احمدی – دفتر طرح آذر 1341 

 

+   زری شاه حسینی ; ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۸ تیر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir