کلوگری

به سوی نوشتارِ اقلیت - اسماعیل حسام مقدم

 

تاملاتی بر مجموعه شعرهای

”کلوگری” و”پری خانه تاریک”  زری شاه حسینی

چاپ شده در مجله الکترونکی عقربه ( شماره چهارم )

http://www.aghrabe.com/archives/997

 

اول: هزاران سطحِ صاف:

ادراک کردن یعنی خواندن، خواندنِ پیکربندی های مطلقِ سطح.”

(والتر بنیامین(

همواره از کودکی ام، وقتی در برابر روایت فیلم های به خصوص اکشن قرار می گرفتم،از بزرگترها می پرسیدم که قهرمان مثبت فیلم کدام هست تا من به راحتی وسادگی با او همذات پنداری کنم و در پایان هم با اطمینان از پیروزی و رهاییاو، سرم را راحت بر روی بالشت بگذاشتم و بدون دیدن پایان فیلم، بخوابیدم. چه بسا این خاطره ای از برخورد کودکی همه ی ما با روایت های سرراست ودوگانه ی شخصیت های خوبه/بده باشد. آرامش و اطمینان از نتیجه و پایان درزندگی روزمره امان، زیبایی شناسی و هستی امان را آنگونه پرورش داد تاهمواره قهرمانانِ مردِ روایت ها چنان لنگ اندازی کنند که دیگر جایی برایادراک دیگری در هستی امان نباشد. از رنه مگریت؛ نقاش فرانسوی درباب یکی ازآثارش می پرسند که “عمق این اثر به کجا ره می برد؟!” و او در پاسخ می گویدکه “عمق  این اثر به پارچه ی بوم و دیوار پشت بوم ره می برد! چیز دیگرینیست.” مگریت مخاطبینی که ذهن شان درگیر این پرسش شده که این خطوط؛ روایتگرچه چیزی هستند، را درون هزاران سطح صاف رها می کند تا سرگردان مفاهیمیشوند که همین جاست و نباید به دنبال آنها در آسمان ها یا زیرزمین ها گشت تابتوان در برخورد با متن به ژوئی سانسی (لذتی همراه با درد) دست یافت کهخود را در کرانه های متعارف بوده گی محدود نسازد. از همین روست که هموارهمتن (منظور به طور اعم متن های تصویری، نوشتاری، شنیداری،… هست) برای فراراز این احساس پارودیک ژوئی سانس، مفسر خود را می جوید تا همچون معلم هایمدارس، شعرها را معنا کنند و دانش آموزان را از به دام افتادن در لذت/دردادراک، نجات بخشند. در تفسیر متن های کلاسیک و کلاسه بندی شده چه بسا میتوان مسخِ آوازِ سیرن ها و نگاه خیره ی مدوسا شد و تن به پاسخ و عکس العملداد، اما در مقابل این مسخ شدگی تفکر دو- لته ای(باینری)، متنی نیز هست کهبه زعم بنیامین – دلوز، چنان به شکلی ریزوم وار در سطح گسترده شده و بهفلاتِ پهناورِ ادراکِ خویش وسعت بخشیده، که ازهمین رهگذر ادراکش نیز بهشکلی از جنون درآمده؛ ناسازگار با اجتماع و روال های متعارف طبقه بندی شدن. و این همان امر تروماتیکی هست که درباب متن “کلوگری” و “پری خانه یتاریک”، من در مقاله ی “شعر به مثابه تروما” (منتشرشده در سایت ادبیات واندیشه ی دانوش) صورتبندی کرده ام، ازهمین رو امری که تروماست، چگونه میشود نامی برآن و فرمولی برای آن درنظر گرفت. پاسخ مگریت به مخاطبانش، دقیقنهمچون سکوت اولیس است درمقابل آواز سیرن ها. در مقابلِ متنی که همچونترومایی در زبانِ متعارف به ادراکِ جنون مند رسیده، چگونه می توان نظمنمادین را محفوظ داشت و به تفسیرش نشست. آری می شود همچون تمام نظریهپردازان (وچه جالب که همگی مرد هستند! همچون خود من!!) به تفسیرِ متنِتروماتیکِ زنانه ای نشست که چنان در سطح، گسترده شده است که نمی توان آن رادر قالبِ نظریه ای متعارف و فرموله شده فروکاست، حتا اگر آن نظریه مثلننظریه ی شعرِ پریشان، پست مدرن، متفاوط و یا همه ی اینها باشد. مسئلهوسیعتر از این حرفهاست که بتوان با اغماض مردسالارانه ای جمع اش کرد و درونفرمولی تقلیل اش داد و آنگاه از روی آن کتاب های تمرین و حل مساله بیرونداد. متن های “کلوگری” و “پری خانه ی تاریک”؛ نیز درون این تروما، صورتیکاملن ضد- ژانر به خود گرفته اند. اینجاست که دیگر نمی توان همچون نظامارباب/بنده هگلی، متن به مثابه بنده ای، مفسر خود را چونان اربابی ندا دردهد تا او را معنا کند و باز مورد پرسش واقع شود و مجددن معنا کند و معناکند و در دام افسون سیرن ها طلسم شود

دوم: آونگِ جنون- تامل

“… خون یخ زده ام / هرشب از فریزر بیرون می کشی ام / خون یخ زده ام / دراکولای قشنگ! / با رفتار قشنگ! / زایشگاه قشنگ! / آزمایشگاه قشنگ! / هرچیز سفید قشنگ! / زشتی هزینه ی سنگینی ست / که  رویاروی تو / رویایم / پرداخته، بپرداز! …” (زری شاه حسینی، مجموعه پری خانه ی تاریک، ۲۶)*

تروماییکه در زبانِ این دو مجموعه شعر زری شاه حسینی شکل گرفته، و آن هم درنوشتاری برای اقلیت؛ خود پروسه ای را طی کرده است، راهی از انقلاب تااصلاح، از پراگماتیسم تا ایده آلیسم، از روشنخانه ی جنون تا تاریکخانه یخون، از خیابان تا زندان و… روایت رخ دادن این تروما که خود شکلی تروماتیکندارد، از پیرنگی حکایت دارد که زبان شاعر را از جنون مندی “کلوگری” وپراتیک موجود در این فضا به تاریکخانه ای رهنمون می شود که می تواند هم بهمعنای رام شده گی زبان تروماتیک اش باشد و هم به معنای رفتن یه “پری خانه یتاریکِ” ناخودآگاه؛ آنچنان که زیگموندفروید از تاریکخانه ی ناخودآگاه میگوید و ژاک لاکان از ناخودآگاهی می گوید که همچون زبان؛ مسطح است و گسترده. تاریکخانه ی ناخودآگاه زنِ ایرانی، که در نظمِ نمادینِ فالیکی گرفتار آمدهکه تنها راه رهایی اش را چه بسا نه در رفتار تروماتیک و مجنون وار خود،بلکه در بازاندیشی در زبان و ساحتِ نمادینِ مسلط بر تاریکخانه اش می یابد. هرچند که از سیمپتوم های (نشانه های گرفتاری) بازاندیشی، می تواند محافظهکاری و دچار نظم نمادین شده گی باشد، اما زبانی که زبان اقلیت است وبازنگری در خود را با جهیدن خون همواره کرده، همچنان سوخت- باری از ادراککلوگرانه را در تاریکخانه اش به همراه دارد. روایت این تروما همچنین میتواند روایتی از افسون زدگی کلوگرانه ای باشد که در پری خانه اش او را درزنجیرهای مردانه ی افسون زدا، دربند کرده باشند تا زخم های خونابه گرفته اشرا بر زبان آورد. شرح عفونت و جراحت در زبانی که همواره به سمت زدودنپلشتی ها و برق انداختن چیزها بوده است، دقیقن همان صورتبندی زبان اقلیتیهست که در مقابل هژمونی نظم نمادین مسلط، قد علم می کند و دست به مبارزه ایخونین و مهلک می زند که نخستین ضربه هایی که به آن می تواند وارد شود ازهمان جایی ست که نقطه قوتش بوده است؛ یعنی زبان. زبانی که سوژه ی سخنگویاقلیت را به پیش می برد، حالا، خود می تواند مبدل به زبان طبقه بندی شده ایبشود که اربابان سخن و تفسیر او را به برده گی کشیده اند و ازهمین رو سوژهی اقلیت را از دیگربوده گی درمی آورند و تبدیل به آشنا و قهرمان همان فیلمهایی می کنند که من در کودکی با آنها همذات پنداری می کردم. در این حکایت،سوژه ی خونین و مهلک اقلیت به چیزی دم دستی و آشنا مبدل می شود و دیگرخیال مخاطبان راحت خواهد شد، دیگر معما و مساله ای برای حل وجود ندارد و بهدایره اطلاعات عمومی اش، چیزی هم افزوده شده است. اما روایتی که از “کلوگری“ آغاز شده و خونی هم که بردیوارها جهیده شده، را آیا می شود در “پری خانه ی تاریک“ نهانکرد؟!  جهیدن خونی بر دیوار همچون “سه قطره خونی” ست که پای درخت چکید، ازحافظه به سادگی بیرون نمی رود. این وضعیت آونگی که در روایت من حضور دارد،دقیقن از مواجه شدن با ترومایی ست که در زبان شکل گرفته است، برمی آید. این سوژه ی سخنگوی اقلیت در این آونگ به کجا و به چه ساحتی درخواهد آمد؟پرسشی پیشاروی جنبش بازاندیشانه ی زنان ایرانی که همواره درون اش گرفتارآمده اند و در باب این متن هم با همین پرسش واسازانه روبه رو می شویم کهروایت این زبان اقلیت به کجا خواهد رفت و آیا خون و عفونت خود را درترومایی دیگر بازتولید خواهند کرد و یا به زبانی رام شده و متعارف برایکلاس های نقد ادبی و شعرسرایی مبدل خواهد شد؟!

سفتنبود به اندازه ی کافی زنجیر / این بود که بیرون زدم به هوای تو / قبل منچندتا حرفه ای تر / فروید و نیچه و چه و چه / مشکل زبان فارسی ست / دیوانهاند بعضی ضمایرش به هم / مثل ضمیر من به تو / …” (زری شاه حسینی، مجموعهکلوگری، ۲۴)

سوم: ادبیات کولی وار

ژیل دلوز در کتاب “به سوی ادبیات اقلیت“ ازنوشتاری می گوید که هرگز خود را زمین گیر نکرده و وجهی کوچنده و از زمینکنده گی را در خود صورت بخشیده، آنچنان که زبان و صورت های زبانی به گونهای کولی وار از حالتی به حالت دیگر و از ساحتی به ساحت دیگر در نوسان اند وچه جالب اینکه با رویکردی روانکاوانه، افراد روان نژند نیز در همین ساحتنوسانی گیر افتاده اند. زیست زبانی از”کلوگری” تا “پری خانه ی تاریک” بهشکلی از کوچندگی و کولی واری(وچه جالب که  مجاورت زبانی با واژه کلوگریدارد) خود را صورتبندی کرده اند. در تروما زیستن و دچار ادبیات اقلیت شدن؛هرگز با نظام های آموزشی کلاسه شده امکان پذیر نیست، باید همچون”گرگوارسامسا”ی کافکا و “ولادیمیر/ استراگون” بکت در زمینه و زمانه ای تجربه زیستهداشت که عملن زیستی ازجاکنده و کولی وار  را در وجود نویسنده/شاعربیافریند.

*ایننوشتار به دلیل اینکه در کلیت فضای دو دفتر شعر موردنظر به تحلیل مینشیند، اعتقادی به تضمین آوردن از قطعه اشعار نمی بیند و ازهمین رومخاطبانرا به خوانش کامل هردو دفتر فرامی خواند. لذا این قطعه ها کدهایی برایتضمین نخواهند بود.

منابع:

شاه حسینی، زری (۱۳۸۳) کلوگری، تهران: آئینه جنوب.

شاه حسینی، زری (۱۳۸۹) پری خانه ی تاریک، کرج: فراگاه.

بنیامین، والتر (۱۳۸۶) خیابان یک طرفه، ترجمه ی حمید فرازنده، تهران: مرکز.

مهرگان، امید (۱۳۸۹) از چیزهای بی مصرف، تهران: گام نو.

وقفی پور، شهریار (۱۳۸۸) پس از بابل، تهران: مروارید

+   زری شاه حسینی ; ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱٥ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir