کلوگری

نقدی بر کتاب کلوگری - داریوش بارکی

در دفتر شعر « کلوگری » ، چیزی که در وحله ی نخـــــست جلب نظــر می کنـد و کنجکاوی را برمی انگیزد عنوان آنست .

« کلو » در زبان محلی استان بوشهر دیوانه و ، کلوگری ، دیوانه گری معنا می دهد.

خواننده ی کم تجربه ای که عـــادت به تعــــمق ندارد ، هنــــگامی که این دفتر را می خواند ، آن را « کلو گویی » می پندارد . زیرا در آن کلماتی می بیند که دیوانه وار کنار هم قرار داده شده اند . و آن را به معنای واقعی کلمه ، پست مدرنیسم می یابد . « من پیشنهاد می کنم ، معادل فارسی پست مدرن ، کلوگری نام گذاری شود ».

اما خواننده ای که قادر به تعمق باشد ، و از مکتب فروید هم ، علم و اطلاعی داشته باشد ، این مجموعه را ، سراسر مؤید تئوری های فروید می داند .

از دیدگاه گروه دوم ، « کلوگری » حاصل خواهش ها و امیال جنسی دوران بلوغ ، و حالای شاعر است . زیرا ، ردپای این میل را می توان تقریباً در تمام دفتر ، به صورت سِر و عَلن ، پیدا کرد . خوانندگان این گروه ، این دفتر را ، نتیجه ی آشفـتگی های غریزی ، و « تصعید » آن می یابند . ولی گروه سومی هم ممکن است وجود داشته باشند که « کلوگری » را متفاوت از دو گروه قبلی ، بنگرند . و در میان این دیوانه گویی ها ، حکمت ، که به فرموده ی حضرت رسول اکرم ، گم شده ی مؤمن است ، را پیدا کنند . اما چگونه امکان دارد ، « عقل » را ، در « بی عقلی » یافت ؟

انسان ، آینه ی « بی نهایت » است ، به این سبب آنقدر عظـــمت دراد که حتی ، نوع کلوی آن نیز ، نمی تواند از این عظمت ، تهـی باشد . بنابراین در این نوع آینه های ناقص هم ، امکان دیدن گوشه هایی از « بی نهایت » و حکمت های او وجود دارد .

نمونه ای از حکمت را در شعر « بره ی خدا و بره ی نیچه » ، از همین مجموعه ، می توان یافت .

 ...ساعت بیست بود / بره ی خدا را

                                             در گله ی نیچه دست گیر کردند 

بره گفته بود : 

خودم هستم

 آرام یافته

 به حقیقتم !

که اگر آن را به حرف های روزمره برگردانیم ، شعر به این کلمات تبدیل می شود : ایده های انتخابی خود شخص ، حتی اگر از نیچه یِ کِلو باشد ، آرامش بخش تر از ایده های خدایی القایی مسیح است .

این گونه گفته ها ، در این دفتر ، اگر زیاد نباشد ، کم هم نیست .

اگر بخواهیم مقایسه ای بین این اثر و آثار شـــاعران کلاســیک پیشین به عمل آوریم ، تفاوتی در زمینه های آنان می یابیم . زمینه ی اشعار آن شاعران ، عشق بوده است ؛ و همه ی موضوعات دیگر را پیرامون این امر در گردش می بینیم . به عکس این دفـتر ، که همه چــیز حول محور جنسیت ، دور می زند و باقی مسائل فرع این موضوع به نظر می رسد.

به احتمال زیاد ، منظور زری شاه حسینی ، از « کلوگری » ، همان نوع دیوانگی ای است ، که مرادِ حضرت مولانا می باشد . « البته کمی کمتر ». آن نوع دیوانگی ای که او « مولانا » افسانه اش را از خرد ، شنیده و به این خاطر ، افسانه ی دو کُوْن ( دو دنیا ) را به باد فراموشی سپرده است . و این غزل را در وصف آن سروده است .

تا برآوردم سر از دیوانگی

ساختم صد لشکر از دیوانگی

بر صف دنیا و عقبی تاختم

قهر کردم یکسر از دیوانگی

نسخه ی دل را که بحر حکمت است

کرده ام ، من ابتر از دیوانگی

معرفت دریای بی پایان ماست

لیک دارد گوهر از دیوانگی

 

شاید این نقد ، نوعی سنگ اندازی به « کلوگری » به نظر آید ، که اگر چنین باشد ، مقصر خود « کلو » است . طبیعت دیوانه گری بدین سان است که ، سنگ ها را از عاقلان انتظار دارد . و ناخودآگاه آنها را برای خویش می طلبد . همانطور که « عمان سامانی » این انتظار را دارد .

از چه بر دیوانه تان آهنگ نیست

او برون آمد ، شما را سنگ نیست؟

+   زری شاه حسینی ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱٩ آذر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir